توجه كنند. از اينرو سال 1795 در تاريخ مطالعات هومري سال بسيار مهمي به شمار ميرود.
ايلياد و اديسه را در وهلهٴ اول ميتوان به عنوان تاريخ در نظر گرفت. حماسه شكل ابتدايي تاريخ است؛ حتي ميتوان گفت همين كه اين حماسهها از نظر همان مردم سازندهٴ آنها واقعيت تاريخي خود را از دست داد، واقعيت حماسي آن نيز متوقف ميشود. جالب توجه اين كه مورخان كلاسيك نظير هرودوتوس1 و توكوديدس2 از هومر به عنوان يك مورخ سخن ميگويند. هرقدر كه پژوهشهاي باستانشناسي معلومات ما را دربارهٴ عصر هومري و ترواي قديم و امكنهٴ هومري ديگر فزوني ميبخشد، ارزش تاريخي ايلياد و اديسه
بهتر مورد ارزيابي قرار ميگيرد. اين اشعار حاوي اطلاعات گرانبهايي دربارهٴ مردم باستاني يونان است. با مطالعهٴ حماسههاي قرون وسطايي، مخصوصاً ((ترانهٴ رولان))3 كه منشأ آنها را به آساني ميتوان پيجويي كرد، برآورد ما از منظومههاي هومر، به عنوان اسناد تاريخي، وضع بسيار بهتري پيدا ميكند.
اشعار هومري وجود عمل طبابت، جراحي زخمها، پزشكان حرفهاي و زنانِ داراي برخي معلومات دارويي را، در سطحي نسبتاً توسعه يافته آشكار ميكند (ايلياد، كتاب 11، بند 740). از جراحات، عوارض بعدي و معالجاتشان، مسكّنها، نسخههاي شفابخش (اديسه، كتاب 6، بند 221، افيون ؟)، استعمال طبي زنگ آهن، خربق و غيره، سوزاندن گوگرد براي پيرايش و گندزدايي خانه (اديسه، كتاب 22، بند 481) توصيف درستي شده است. دامنهٴ معلومات كالبدشناسي مشتمل بر 150 واژه است. روح زندگي در حجاب حاجز واقع شده است.
ما همچنين از وجود حرفههاي اختصاصي زير آگاهي يافتهايم: آهنگر كه ابزار سادهاي را كه ميشناسيم به كار ميبرد؛ سفالگر كه از چرخ كوزهگري استفاده ميكند؛ نجار؛ سراج. زنان به ريسندگي و بافندگي ميپردازند و در بافندگي دستگاه و روغن به كار ميبرند. مورد استفادهٴ كود حيواني در كشاورزي خاطرنشان شده است (اديسه، كتاب 17، بند 297) زر، سيم، مفرغ، قلع، سرب، روي، آهن و پولاد شناخته شده است (پولاد را با غوطهور كردن در آب سرد آب ميدهند، اديسه، كتاب 9، بند 391)، و كهربا مورد استعمال زينتي دارد.
در منظومههاي هومري هيچ اشارهٴ صريحي به كتابت وجود ندارد. احتمال فراوان دارد كه انتقال معارف در ميان آنان تا مدت نسبتاً درازي به صورت شفاهي بوده است. هنگامي كه از مؤلف اين منظومهها بحث ميشود، اين مطلب بايد در نظر گرفته شود.